السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
41
جبر و اختيار (فارسى)
افعال نمى باشد ، بنابراين : اين ادعا كه اراده خداوند از نسخ افعال صادر شدهء از اختيار است تا بخواهد موجودى قائم به خود يا به موجود ديگرى باشد ، سخن نادرستى است . به طور خلاصه : قائم بودن اراده به خداوند مانند قائم بودن ساير افعال به خداوند است . اشكال دوم : سخن محقق عراقى در مقالات [ الاصول ] كه مى گويد : جدا شدن اراده ( يعنى شوق ) از تأثير و اينكه تمام مؤثر ، اختيار ( يعنى إعمال قدرت ) باشد خلاف آن چيزى است كه مى يابيم . در حالى كه در عبادات معتبر است كه اراده اى نزديك كننده به خداوند باشد . و اگر اراده از اثر گذارى جدا شود ، ارادى بودن عبادات و ناشى شدن آن از قصد قربت ، معنايى ندارد ، در حالى كه در حقيقت چنين است . « 1 » پاسخ : سزاوار است كه اين سخن از جانب چنين محقق و الا مقامى را از عجايب بدانيم . زيرا مقصود از ارادى بودن فعل ، صدور آن از اختيارى است كه واسطه ميان شوق و فعل است و معناى معتبر بودن اراده نزديك كننده به خداوند در عبادات اين است كه چون اختيار با انگيزه هاى گوناگونى رخ مىدهد ، در عبادات معتبر است به انگيزه نزديكى به خداوند باشد و محرك ، امر مولا باشد . و اين با ثبوت واسطه ميان شوق و عمل منافاتى ندارد . اشكال سوم : سخن محقق عراقى در تقريرات بحث ايشان كه نتيجه آن چنين است : ما چيزى در نفس كه پس از اراده به وجود آيد را تصور
--> ( 1 ) - مقالات الاصول ، ج 1 ، ص 213 ( بحثى در طلب و اراده )